فرهنگ و اصطلاحات وردنجان

اصطلاحات ، واژه ها ، گویشها و تمدن وردنجان

تبلیغات تبلیغات

مهمانی یک تهرانی در وردنجان

بسم الله الرحمن الرحیم مهمانی یک تهرانی در وردنجان یه روز صُحب اومدم از خونه بیرون نشستم لُوْ خطُ ، لَنگِ‌ یه مهمون نشستم منتظر ، مهمون بِرِسِد اونم را دوری از ، تِرون بِرِسِد رفیق بیدیم با هم ، درطول خِتمَت خدا دونه چه باشه ، راز حکمت چه تعریفا می کرد ، از شهر تِرون می گفت: دعوت کُن تا ، بیام وردنگون می گفت: تهران ، ما مهمونی نداریم خداییش ، جمع خودمونی نداریم همین طور واسه هم ، پارتی می گیریم بعضی وقتام ، قاطی پاتی می گیریم می گفت: پدر، وضعش خوبه ،
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها